سه دهه از 7 مردادی ام ، گذشت و دانستم رد پای تجربه چگونه بر قلب کوچکم یادگار گذاشت.طعم گسی از دهه شصتی بودن ،چاشنی کیک خامه ای است که خامی اندیشه هایم را در دمای سرد و گرم روزگار به مدت سه دهه پزاند و همچنان رقص و پایکوبی ام در جشن تولد، شنایی است خلاف جهت آب که سختی اش را سالهاست به جان خریده ام . شناگری حرفه ای میخواهد چرا که ،دریای هستی من اگر چه دریای کوچکی است اما امواج بی عدالتی و بی انصافی اش به وسعت آسمان است.
خوشحالم و جشن درون من پابرجاست، چون هنوز با تمام تضاد ها ی ذهنی و دیدنی و شنیدنی به بن بست نرسیدم.
لبخندم شاید لبخندی به رنگ زیگوند هست اما شادم از اینکه نامش لبخندِ، و میتوانم شیرینی زندگی را در گرمای مرداد ماه با یک لیوان آب پر از یخ حس کنم.
هر چند که هنوز هفت شهر رویای عشق را نگشتم اما اندر خم یک کوچه سرگردان هم نیستم.
سن غریبی است که حس غریبتری را به من هدیه می دهد.یک حسی که حرف میزند از نگاهی بزرگتر به دنیای ریز پر از پیچ و تاب .یک حس قابل لمس مثل حسِ یک سفر؛
حس لمس عشق واقعی ،حس واقعیتِ وجود ،
حسِ بودنِ کنارِ دوست ،
حسِ دوست داشتنِ داشته ها ، گذشتن از نداشته ها،
حس ِغم نخوردن از هر آنچه رفت، قدردانی از هر آنچه هست ،
حسِ قدرتِ قبولِ اشتباه ؛
حس ما شدن بدون انتظار نا به جایِ من....
حس دیدن یک عکسِ کهنه با نگاهِ تازه ام....
حس پر شدن میانِ صفر و صد .......
تولدت مبارک
خوش به حالت به خاطر این حس های زیبات
مرسی عزیزم.
حسهای قشنگتر و توی شعرها و حرفای شما خواندم.
تولدت باز مجدد و مکرر مبارک و انشالا شیرینی های تولد بر تلخی های گاه و بی گاهی که به سراغ زندگیت (مثه زندگی هر آدمه دیگه میاد) غلبه کنه. کلن و جزئن
مرسی حسین جان.لطف داری ای بهترین داماد.
هر چه دارم از دل و جان مال تو
خاطراتت را فقط از من مگیر !
خاطرات در کنار شعرهای شما ماندگار میشه.
سلام یاسی جان
خوبی !؟
ایشالله که ۱۳۰ ساله شی یعنی از امروز ۱۰۰ تای دیگه !و.من هم همش بیام و تبریک بگم !
سلام استاد جان.ایشالا شما هم 150 ساله شی منم 20 روز بعد از 7 مرداد بیام و تولد شما رو تبریک بگم.
سلام دوست خوب من
زیبا خواندمت و این مطابق معمول همه ی نوشته ها و سروده های زیباتونه و چه شاعرانه تموم شده بود
تولدتون هم مبارک و امید که سالهای سال با حس های شیرین زندگی زنده باشی
سلام مهربان.
ممنون از محبتت .زندگی در کنار دوستان حس شیرین و هدیه میده.
سلام!تولدت مبارک!همیشه زی!
سلام ای همه احساس.ممنون.چشم
یاسی جاان سلاام
عذر من رو بابت تاخیر طولانی من، در عرض ارادت و تبریک ببخش و پذیرا بااش...
شرمنده خاانومی، یه مدت نتونستم به نت و وبلاگ ها دسترسی کاملی داشته باشم...واسه همینم دیر متوجه شدم...
اما خوشحالم برای اینکه انقدر زیبا و منطقی از حس و حاال روز تولدت و نوع نگاهت خوندم...اینکه انقدر ظریف و با جزییات نوشتی و توضیح دادی خیلی خووب بوود...
همیشه مانا و پایدار باشی، یاسی نازنین.
سلام رویا جون.خوبی دختر؟همیشه یادت هستم.همین دیر به دیر هم منو خوشحال میکنه هر چند اگه بیشتر ازت خبر داشته باشم خوشحال تر میشم .مرسی از مهربونیت.
یادته یه بار پرسیدی از من که سی سالگی چطور سنیه ؟ بهت گفتم سن جستجو و کشف رابطه های شیرین ، عاقلانه و ماندگار...رابطه هایی از جنس ....؟؟ بگو از جنس چی....
ورودت به دهه ی سوم زندگی رو تبریک میگم...دلم میخواد یه باشگاه بزنم تو وب ، به نام باشگاه سی ساله ها....
اوهووم یادمه.از جنس آب.چون شفاف سازی توش موج خواهد زد.
مرسی.یه باشگاه بزن منم اولین عضوش.
میبینم که وارد دهه چهارم زندگی شدی. رسیدی به بیگ تری او(big 30) یواش یواش میای سمت چرتکه انداختن که کجایی و چه کردی
اتفاقن محمد حسین جان اصلن نمیخوام چرتکه بندازم.تصمیم گرفتم فقط ادامه بدم بی حساب کتاب..اینجوری نه غم دیروز و میخورم نه استرس آینده رو دارم.فقط میخوام اشتباهاتم به حداقل برسه اشتیاقم به حداکثر.
دل کندن اگر حادثه ای آسان بود
فرهاد به جای بیستون دل میکند
سلام یاسی جونم عزیزم وای یاسی جونم من فکر می کردم تو از همه ی ما کوچیکتری به خاطر حس طراوت و شادابی ی که منتقل می کنی و این خعلی سرمایه ی بزرگیه خوش به حالت گلک
ولی عوضش تو دلت بزرگه و دریایی بوس به تو دوست خوبم
عزیزم تولدت مبارک و البته می دونم که این تاخیر فراوان خیلی ضایع ست
سلام بلی جونم .عروس قشنگم.مرسی. البته حقیقت و گفتی گلم ما کوچیک شماییم.مرسی از محبتت عزیزم.
باسلام
به خواندن یک غزل شما را دعوت می کنم
روزی دل من که تهی بود و غریب
از شهر سکوت به دیار تو رسید
در شهر صدا که پر از زمزمه بود
تنها دل من قصه ی مهر تو شنید
چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینه ی سردم ، این شهر سکوت
دیوار سکوت به صدای تو شکست
شد شهر هیاهو ، این سینه ی من
فریاد دلم به لبانم بنشست
خورشید منی ، منم آن بوته ی دشت
من زنده ام از نور تو ای چشمه ی نور
دریای منی ، منم آن قایق خرد
با خود تو مرا می بری تا ساحل دور
کنون تو مرا همه شوری و صدا
کنون تو مرا همه نوری و امید
در باغ دلم بنشین بار دگر
ای پیکر تو ، چو گل یاس سپید
سلام و درودبر شما مطالب جالب بود موفق باشید
[گل]
سلام.مرسی از حضورتون و ممنون از شعر زیبا.